چقدر خوب بود که بی اجازه خوابتو میدیدم...چقدر بده که بی اجازه خوابتو میبینم......چقدر خوب بود که بی اجازه به خوابم میومدی...چقدر بده که بی اجازه به خوابم میای......چقدر خوب بود وقتی تو خواب خیره میشدی تو چشمام...چقدر بده که تو خواب نگاهتو از رو من برنمیداری.......چقدر خوب بود که تو خواب مهربون و عاشق بودی...چقدر بده که تو خواب مهربون و عاشقی......چقدر دوستت داشتم...چقدر دوستت ندارم......چقدر دیدنت تو خواب آرومم میکرد...چقدر دیدنت تو خواب به هم میریزه منو.......چقدر آرزوم بود خوابتو ببینم...چقدر آرزومه دیگه نیای به خوابم.......

شاید فکر کنین این نوشته فقط بازی با فعلهاست!دقیقاً درست فکر کردین!فعلهای جمله هام از زمان گذشته به زمان حال تغییر کرده...یعنی زمان اومده جلو...یعنی زمان پیشروی کرده...اما احساس من چی؟احساس حال من،درست ١٨٠درجه نسبت به گذشته تغییر کرده...پسرفت کرده...از بین رفته...

با زمان همه چی تغییر میکنه...خوبی ها بدی میشن و بدیها خوبی...بدها خوب میشن و خوبها بد...نفرتها عشق میشن و عشقها نفرت...زمان ثبات نداره و ما بی ثبات تر از زمان...مجموع این بی ثباتیها میشه زندگی...که اگر ثبات داشت،یخ میزد...می ایستاد...و دیگه نه بدی بود و نه خوبی...

پی استثنا نوشت:میون این نظم بی ثبات دنیا،یه عده آدم هستن که آدمو به زنده بودن و زندگی کردن امیدوار میکنن...خوبیاشون باثباته و وجودشون عشقه...و خدارو شکر که هستن...

پی هذیان نوشت:این نوشته حاصل تفکرات قر و قاطی و پیچ خوردۀ نویسنده ست...پس اصلاً برای فهمیدنش به خودتون سختی ندین...

پی اخطار نوشت: تمامی حقوق مادی و معنوی خوابهای بنده،متعلق به خودم میباشد و نیز مالکیت زمین و آسمان و تمام اماکن درون آنها...ورود بی اجازه به خوابم،پیگرد آسمانی دارد... 

/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرمین

سلام خوبی ؟ مطالب قشنگی نوشتی آفرین [گل] اسم خواب اومد یادم به ی چیزی افتاد شبها موقعی بود به ص... فکر می کردم .. یکی از دوستام گفت موقعه خواب ی اس ام اس شب بخیر بهش بده و بهش بگو خواب خرگوشی ببینی ، راستش من حالیم نشد اس دادم به دوستم گفتم بهش می گم خواب منو ببینه چرا خرگوش [خنده] زنگ زد 10 دقیقه پشت تلفن داشت از میخندید[خنده][خنده] موفق باشی گلم [گل]

آناهیتا

پی استثنا نوشتت عالی بود الی جون ولی به هیچ عنوان تو کتم نمیره که زمان نفرتو به عشق تبدیل میکنه! این شعاری بیش نیست. لینک شدی الی

تنهای شب

سلام دوست.خوبی؟من را یادتون هست؟وبلاگم را3ماه پیش بستم. بسیار زیبا نوشته بودید و به نتیجه’عمیقی رسیده بوید.قلمتون بسیار عالیتر از قبل شده و تغییرات زیادی میبینم. موفق باشی

آرامش

سلام الهه عزیز راستش این پستت رو دوست داشتم در عین سادگی پر مغز بود شاد باشی[گل]

کیامهر

سلام و شبت به خیر یعنی الان داری خواب می بینی؟

حمید

- این نوشته بازی با فعلهاست...و مگه در دنیا چیزی هم بجز این فعلها هست...بذار اگه قراره بازی کنیم با همین فعلها بازی کنیم...جای آدمها...صادقانه "دوستت ندارم" زیباتر از دروغکی "دوستت دارم"هاس...

حمید

"زمان ثبات نداره و ما بی ثبات تر از زمان...مجموع این بی ثباتیها میشه زندگی"... "خوبیاشون باثباته و وجودشون عشقه"... "پیگرد آسمانی دارد"... همین چند تا جمله و عبارت برای اینکه بتونی با خیال راحت بگی "یه پست دل سیر کن" خوندی بسه...مرسی که جوندار مینویسی...

پرند

با زمان همه چی تغییر میکنه...خوبی ها بدی میشن و بدیها خوبی...بدها خوب میشن و خوبها بد...نفرتها عشق میشن و عشقها نفرت...زمان ثبات نداره و ما بی ثبات تر از زمان...مجموع این بی ثباتیها میشه زندگی...که اگر ثبات داشت،یخ میزد...می ایستاد...و دیگه نه بدی بود و نه خوبی... عاشق این پاراگرافم...