این حریم دیگه عاشقانه نیست!!!!

امشب ١ساعت تمام نشستم و به وبلاگم خیره شدم..."حریم عاشقانه ها"...!!!

چه عاشقانه شروع کردم این وبلاگو!...حالا به کجا رسیدم!اینقدر ازش دور شدم یه مدت که حتی تولدشو به خودم و خودش تبریک نگفتم!

اولش به اصرار یه دوست این وبلاگو درست کردم،بعد عاشقش شدم(وبلاگو میگم)،بعد معتادش شدم،بعد...بعدش هیچ شدم!هرچی حس عاشقانه داشتم ریختم توش و اون پر شد و من خالی...تلخیامو،شیرینیامو،غصه هامو،حرفامو...همه و همه رو جمع کردم تو این یه گُله جا و اینجا شد یه حریم امن...خوب که این انبار پر از باروت شد،کبریتو کشیدم و اون سوخت،منم سوختم...خیلیا هر روز مثل یه خونۀ متروک و مخروبه اومدن نگاش کردن،بعضیا نُچ نُچی کردن و گذشتن و بعضیا موندن و صبر کردن...گفتن شاید هنوز زنده باشه صاحب این حریم سوخته و یه روز سرش بخوره به سنگ و دلش تنگ شه و یه سراغی از خاکستر این حریم بگیره...همینم شد...

خیلی وقته لال شدم و با کسی حرف خاصی نمی زنم،لال مصلحتی!!! اما انگشتام هنوز کار میکنن و واژه ها هنوز وول میخورن تو مغزم و از انگشتام می لغزن رو کیبورد و بعدش اینجا...

پس شروع کردم دوباره و به خیال خودم نوشتم و نوشتم تا امشب...امشب انگار بعد اینهمه وقت،تازه چشمم خورده باشه به عنوان وبلاگ،خشک شدم!یه نگاه به وبلاگ کردم،به این پستهای اخیر،یه نگاه به عنوان،باز یه نگاه به پستها و.....!بعد از خودم پرسیدم "چه ربطی دارن؟!"انگار با سرعت در حال حرکت بودم و یهو با مغز خوردم به دیوار!یه دفه یکی جیغ زد تو سرم:"این حریم دیگه عاشقانه نیست!!!!"

هووووم...شرمنده شدم از همۀ کسایی که به خاطر اسم وبلاگ،به دنبال ردی از عشق انگشت رنجه کردن و رو این اسم ِ دهن پُر کن کلیک کردن،بعد با نا امیدی از پیدا کردن بوی عشق اینجا رو ترک کردن...

تصمیم گرفتم اسم وبلاگمو عوض کنم،هنوز هم اینجا فقط حرفای دلم نوشته میشه،فقط فرقش اینه که این حرفا دیگه عاشقانه نیست...

بعضی از دوستای گلم وقتی از تصمیمم باخبر شدن،بنده رو مورد عنایت(یا همون ضرب و شتم) قرار دادن و با عباراتی مثل "خیلی خری!اسم به این قشنگی!" یا "تو روحت اگه اسم وبلاگو عوض کنی!" یا "می کشمت اگه دست به اسم وبلاگت بزنی!" و... حمایت کاملشون رو از این تصمیم،با صدای بلند اعلام کردن!البته که بعد از کلی توضیح و توجیه،گره از ابرو باز کردن و گفتن "خب زودتر بگو دیووووونه!"،شاید دیدن اسم جدید وبلاگ اونقدرها هم دور از احساس نیست و فقط کمتر بوی عشق میده!

به هر حال،اسم این وبلاگ از این به بعد میشه "دلکده" چون دیگه عشقی که من دارم اینقدر بزرگ شده که دیگه حریم نمی خواد،یعنی تو هیچ حریمی جا نمیشه!حالا فقط یه جا میخوام واسه نوشتن حرفای این دل له و لورده...

 

 

پی دلتنگی نوشت:دلم واسه حریم عاشقانه ها تنگ میشه گاه گاه!

پی تشکر نوشت:از همۀ دوستای گلم متشکرم به خاطر لطف همیشگیتون،که اگه شما نبودین در ِ این وبلاگ خیلی وقت پیش واسه همیشه تخته می شد!

پی ویار نوشت:آبستن غمم و فعلاً به بوی عشق ویار دارم...

/ 0 نظر / 16 بازدید