ماه و من

ماه به میهمانی پنجرۀ من آمده...می خواهم تماشایش کنم...نمی توانم...حجابی بین من و او حائل شده...حجابی پاکِ پاک...

حجاب فرو می افتد...آری...قطره ای اشک بود که از منزل چشمانم آوارۀ گونه های تبدارم شد...

ماه روشن است...قرصِ کامل...می درخشد...

حتی ماه هم آن چیزی نیست که می نماید!-علم بشر ماه را به بی نوری متهم کرده-اما او باز هم می درخشد...از خود نوری ندارد...اما به مدد خورشید می درخشد...چه پیوند زیبایی دارند ماه و مهر...

حکایت ما آدمهاست...از دور مانند ماه،تابانیم...ولی از نزدیک...پر از حفره های عمیق...پر از خلأ...در خلوتمان حتی نمی توان نفس کشید...خلوتمان هم پر از ازدحام یادهاست...

به زیبایی ماه می اندیشم...آیا حقیقتاٌ همینقدر زیباست؟

نمی دانم...ما چیزی را که باور داریم حقیقت می پنداریم؟یا چیزی را که حقیقت دارد باور می کنیم؟

دیگر نمی اندیشم...همین یک شب را می خواهم با خیال زیبایی ماه سر کنم...شاید از فردا چشم بصیرتم باز شود!...و چه غم انگیز است جهان را با چشم دل دیدن...و چه تلخ است تماشا...

شاید آن هنگام،مجبور باشم به جای زدودن اشک از چشمانم،به همین حجاب پاک و بکر پناه ببرم...

باشد که نبینم...

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

خواهش میکنم دوسته خوبم من به دوستای گلم همیشه سر میزنم.[قلب] از اون نیشخندت معلوم بود که خیلی خوشت اومده از 7.[نیشخند] جانه من چند ساعت درگیره 7 بودی؟؟؟[قهقهه]

سایه

باور کن داری اشتباه میکنی. خوب نگشتی بیا بازم بگرد مطمئنم اگه خلوص نیت داشته باشی پیداش میکنی.[نیشخند][قهقهه]

آرامش

سلام الهه عزیز چه شعر زیبایی بود دلنشین و ماندگار ممنون از حضور گرمت من هم با اجازه لینکت کردم موفق و موید باشی[گل]

سحر

[بغل]سلام عزیز دلم,وای که وقتی شعرا و نوشته هاتو می خونم تا 1هفته زیر لب تکرارشون می کنم,خیلی قشنگ بود دخمل,ادامه بده,نذار کسی یا چیزی نا امیدت کنه,دوست دارم خیلیییییی[ماچ][قلب] [گل]

کورش.م

تبریک می گم,هم نثر با حالی داری هم شعرات تووووپن.اااا!ادبی نبود,ببخشید[خجالت] منتظر نوشته های قشنگت هستم[ماچ]

کورش.م

تبریک می گم,هم نثر با حالی داری هم شعرات تووووپن.اااا!ادبی نبود,ببخشید[خجالت] منتظر نوشته های قشنگت هستم[ماچ]

کورش.م

اااااا[نیشخند]2بار فرستادم نظرمو!خب اشکال نداره,نوشته هات بیشتر از اینا می ارزه[لبخند] [گل][گل][گل][گل] [ماچ]

سامان

سلام خانومی,چه هنری داشتی و بی خبر بودیمااا[قلب]کلی حال کردم.بعد از اینهمه ناراحتی انتخابات بالاخره آروم شدم.مرسی[ماچ]

مرتضی

سلام خیلی جالب و قشنگ بود به ما هم سر بزن مرتضی مدیر وبلاگ شبگرد تنها