لالایی گُل ِ احساس...

گاهی وقتها،کودک احساسم بهانه میگیرد...لب برمیچیند و در کنج تاریکی از وجودم کز میکند...گاهی وقتها آنقدر در سایه ها فرو میرود که چشمانم قادر به پیدا کردنش نیست...درست در همین وقت است که قلبم فشرده میشود مثل ابرهای تیرۀ بارانی...و نمیبارد...انگار بغضی مصرانه سینه ام را تنگ میفشارد در آغوش بی انتهایش...در این ساعتهای عجیب دلتنگی،پناه میبرم به کودکیم...روی تختم دراز میکشم و برای خودم لالایی میخوانم...اشکهایم را فرو میبارم تا مرهم چشمان سوخته ام باشند...لالایی....لالایی...لالایی...کودک احساسم،رنگ پریده با چشمانی پر از شک،از درون سایه بیرون می آید...به سراغش میروم...دستانم را به سویش دراز میکنم...نگاهش میکنم...تا ببخشد مرا...تا ببخشد باد سردی که وزید و شمع خانه اش را خاموش کرد...دستهای بزرگش را به دستهای کوچک من میسپارد...و دل دریاییش را به دل حقیر من...به نگاهم اعتماد میکند...به نگاهم اعتماد ندارم...میترسم از روزی که دستش را در میان خیابان شلوغ روزمرگیها رها کنم...میترسم...در آغوشم میگیرد...میخواند...لالایی...لالایی...لالایی... 

پی حدس و گمان نوشت: اگر فکر میکنین حالم بده و سیمهای احساسم اتصالی کردن،باید بگم درست فکر میکنین!

اخطار: جادۀ احساسات من در دست تعمیر است.خطر سقوط اشک و وزیدن آه!

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

چقد اشغالی آخه!خططططووو آزااااااد کن[نیشخند]

ایرانی

سلام دوست من.خوبی؟ دلم برای نوشته هات تنگ شده بود.جبران کردم این چند وقت غیبت رو.خوندم همه رو و باید بهت باریکلا بگم.قلمت بی ریا و صاف و صادقه.احساساتت هم تعمیر میشه به زودی.مطمئنم.

ميثمك

سلام. خدا نكنه جاده احساساتتون خراب بشه كه بخواين تعميرش كنين! [لبخند]

محبوبه

الی خوشگلم با اینکه غم داشت پستت ولی عاااااااااااااااااااااالی بود[دست]کودک احساس........لالایی.......دستان بزرگش......دستان کوچکم.......محشره......چون الان میدونم که حالت بهتر شده خیالم راحته و از قشنگی متنت میگم.اخطارت معرکه بود.خدا رو شکر که تعمیر شده جاده احساست.مراقب خودت باش عزیزم[ماچ]

محبوبه

چه دوستان خوبی داری.کامنت هاشون رو خوندم.یکی از یکی گلتر.خدا رو شکر...........

حبیب

خیلی قشنگ بود اما خیلی با احساس دلم گرفت

کیامهر

من یه وانت سنگ برات میارم بعد با هم می ریم غزه پرت می کنیم به اسراییلی ها یه دونه سنگ فقط؟ یه دونه که خیلی کمه چقدر تو قانعی بچه

آرامش

کودک درون.....[رویا] سلام الهه جان [لبخند]

حمید

همین که جاده احساساتت در دست تعمیره خوبه...این یعنی تهش یه چیزی ازش درمیاد (واسه ما که خیلی وقته جای تعمیر "در دست تخریب" خودخواسته اس!)...به هر حال خوشحالم که این حالت خیلی دوام نیاورده...

پرند

جاده احساساتت چه زود تعمیر میشه! من هم آدمی نیستم که به غم بچسبم ولی به این زودی تعمیر نمیشه! در واقع تعمیر نمیشه هیچ وقت! یه ویرونه ای ازش باقیه همیشه که یه جورایی بهش عادت می کنم و ندیدش می گیرم!