امروز،روز میلاد عزیزترین فرد زندگی من است...عشقم،تکیه گاهم،امید زنده بودنم...برادرم...

به دنیا که آمد،من فقط ١١ماه داشتم...از ابتدایی ترین خاطراتم با هم بودیم...در کنار هم...با ١١ ماه اختلاف سنی،چه زود بزرگترش شدم...و او همیشه کوچک شیرین زبان من بود...در آغوش می کشیدمش...به روی دوشم میگرفتمش و اسب سفید این شاهزادۀ کوچکم می شدم...تمام کارهایمان با هم بود...همراه هم...اگر شناسنامه ای نبود،بی شک خودمان را دوقلو می دانستم...

من شریک فوتبال او بودم و او شریک خاله بازی من...من حامی و پشتیبانش بودم و او هوادار من...من خواهرش بودم و او برادر من...

بزرگتر که شدیم،عشقمان هم بزرگتر شد...مهرمان هم پا به پای ما قد کشید و دیگر اسم خواهر و برادر کم بود برای توصیف رابطه مان...دوستم شد...دوستش شدم...دوستم هست...دوستش هستم...

لذتی داشت وصف نشدنی تماشای قد کشیدنش...از من بلندتر و بلندتر می شد و من به او وابسته تر و دلبسته تر....اعتراف می کنم که بی حد و نهایت وابسته اش بودم...بدون حضورش علاقه به هیچ کاری نداشتم...حتی نفس کشیدن...

حالا وارد ٢١سالگی می شود و چشمانش جوان بودن را،مرد بودن را به نمایش گذاشته...حس می کنم به هیجان انگیزترین سالهای زندگیمان وارد شده ایم... داشتن تکیه گاهی برای دلتنگی ها،که نیاز به گفتن نداری تا بفهمد بغض صدایت را،که غریبه نیست و آشنای همیشگیست،که جان می دهی برای لبخندش،که می میری اگر بغض کند،آرامش بخش است...عزیز است....

از زمانی که صورتش نیاز به اصلاح پیدا کرده و غرور مردانگی از آن پیداست،لذت دیگری نصیب من شده...بعد از اصلاح،با لبخند می آید و می پرسد"الی افتتاح نمی کنی؟"می خندم و در آغوشش می گیرم و گونۀ خنک و مرطوبش را که آغشته به بوی عطر است می بوسم ...هیچ چیز در دنیا بیشتر از این کار آرامم نمی کند و به گمانم نخواهد کرد...

نگاهش می کنم بی آنکه بداند چه شادی و شکر بی حدی است پشت این نگاه...ابرو های خنجر مانندش،مژه های بلندش،چشمهای بی ریایش همگی به رنگ شب هستند...آروارۀ محکم و مردانه اش،خونسردی و آرامشش را بیشتر به رخ می کشد...همیشه با آرامشی که دارد،مرا نیز مجبور به آرام بودن می کند...همین موجود آرام،شادترین لحظات مرا می سازد...به خاطر وجودش،سخت ترین و بیرحم ترین غمهایم را از یاد برده ام...

خدا را شکر می کنم....ستایشش می کنم به خاطر آفریدن این موجود ستودنی...تولدت مبارک تنها عشق زندگی من...تولدت مبارک عزیزترینم...تولدت مبارک عرفانم

/ 0 نظر / 14 بازدید