معادلۀ تنهایی

نظرتون راجع به تنهایی چیه؟

تنهایی هزار نوع تعریف داره و کلی تناقض!

خیلی از آدما دور و برشون پر از جمعیته،دوست،آشنا،خانواده؛اما تنهان!جسمشون تنها نیست اما روحشون چرا...

یه عده دیگه دور و برشون آدمای زیادی نیستن،اما اگه ازشون بپرسین تنهایین؟ میگن نه زیاد!چون همون تعداد آدم اندک یه قدری درکشون می کنن...

عدۀ قلیلی هم هستن که تقریباً هیچ کس رو ندارن،اما میگن ما اصلاً تنها نیستیم!روحشون موفق به غنی سازی عشق شده و دلشون بر همۀ دشمنان داخلی و خارجی پیروز!

اینا همشون تناقضن به ظاهر...اما با یه استقرای ساده به این نتیجه می رسیم که تو دنیای امروز انگار تعداد دوست و رفیق رابطۀ مستقیم داره با مقدار تنهایی!!!شاید یه کم،نه!خیلی دردناک باشه پذیرفتنش...شاید هم احمقانه ترین معادلۀ دنیا باشه...اما علم اعتراف کرده که رسماً در برابر این آدمهای پیچیده کم آورده و میخواد خودشو به نزدیکترین بیمارستان روانی معرفی کنه...

بعد از کلی فکر و بررسی،به این نتیجه رسیدم که دلیل پیدایش این معادله، خیلی هم پیچیده نیست...آدما هرچی دور و برشون شلوغتره،کمتر یاد آفرینندۀ این جمعیتِ به اصطلاح دوست می کنن!کم کم از اون مهربون دور و دورتر میشن،خدا تو نظرشون کمرنگتر و کمرنگتر میشه و آدمای دورشون پررنگ تر و مهمتر میشن!و اینجاست که سطح توقعاتشون از اون اطرافیان میشه یه چیزی تو مایه های انتظاراتشون از خدا!!!ولی اونا آدمن،خدا نیستن!پس کمر اطرافیان خم میشه زیر اینهمه توقع!و این اتفاق برای همه میفته...چون اولی از دومی انتظار داره و دومی از سومی و ..... آخری از اولی و همۀ اینها دو به دو از همدیگه!!!اینجوری می شه که کم کم همه ،همدیگرو ترک می کنن و همه تنها میشن!توی همین لحظه هم خدا پشت درهای بستۀ دلشون منتظره تا یادش کنن و بهشون بگه تنها نیستین،من که هستم...اما اونا گوشاشونو محکم با دو تا دستشون گرفتن و بلند بلند داد میزنن:"دیگر از خدا صدا نمیرسد!!!"حالا توی این آشفته بازار،اونایی که از اول از هیچکس غیر "خودش"هیچ انتظاری نداشتن،میشن برندۀ این بازی...اینا از اول اصل جنسو پیدا کردن و واسه جنس تقلبی عمرشونو تلف نمی کنن!اینم بگم که اینجور آدما،از مردم بریده و تارک دنیا نیستن که هیچ،خیلی هم دوست داشتنی و اجتماعین...اما خودشونو نه وابسته می کنن نه دلبسته ...

من این تنهایی نوع سوم رو دوست دارم...نه!دیوونشم!نمیدونین(شاید هم بدونین!)چه لذتی داره بار سنگین انتظارات خودت از دیگران و بار سنگینتر انتظارات دیگران از خودتو بذاری زمین و ریه هاتو پر از هوا کنی و بگی آخییییییششششش....!اونم برای آدمی مثل من که تمام عمر به صورت فطری و ناخودآگاه،خودمو نسبت به همۀ کسایی که میشناختم مسئول میدونستم و بار این مسئولیت،کمر روحمو کمونی شکل کرده بود!حالا این بار رو تو آتیش دلم سوزوندم و خاکسترش هم دادم دست باد تا ببره گم و گورش کنه...یه حسی داشت شبیه زایمان به گمونم...!!سخت بود و کمرشکن اما تموم شد...

پی بادبادک نوشت:آنچنان حس پرواز دارم که میتونم تو جشنوارۀ بادبادکها شرکت کنم و مقام اول بیارم!

پی استاد نوشت:برای بار هزارم این جملۀ دکتر شریعتی رو مرور میکنم و غرق خوشحالی آمیخته به خجالت میشم:"اگر تنهاترین تنها شوم،باز خدا هست.او جانشین همۀ نداشتنهاست."و چقدر راست گفته که:"آدمها همچون کوه ها،همگی با همند و تنهایند.".....روحش شاد.

پی حیرت نوشت:در حیرتم که چطور دختری که کیلومترها دورتر از من تو یه قارۀ دیگه زندگی می کنه،آشناتر و خواهرتر از خیلیاست که تو همین خاک نفس میکشن....واقعاً دنیا مهد حیرتهاست!!!

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
میفروش

سلام . تنهایی !!!! واژه بسیار خوشایندی نیست شایدم باید بگم بیشتر وقتا از این واژه متنفرم و از اون فرار می کنم . شاید از ضعف خودم باشه ولی خب اینجوریم دیگه ! چه میشه کرد!؟ برقرار باشید. به امید دیدار[گل]

مهیار

تنهایی قشنگه وقتی خودت بخوایش چه خوب که به این تنهایی رسیدی[لبخند]سرعت زندگی بالاست و این تنهایی نوع سوم آرامش بخشه............................................... مرسی[دست]

ســـــــــــــایه

بعضیا هستن که کلی دوست اطرافشون دارن ولی بازم احساس تنهایی میکنن ، چون وقتی دیگران دوستی پیدا میکنن میخوان که طرف تو همه شرایط درکش کنه نه اینکه فقط اسم ِ "دوست" روش باشه ، به همین دلیل کسانی که حتی فقط یک دوست دارن و اون یک دوست همیشه درکش میکنه اصلا احساس تنهایی نمیکنن.

ســـــــــــــایه

با این موضوع که آدم نباسد از دیگران انتظار داشته باشه موافقم... یه جمله رو من همیشه میگم : "نه منتظر زمین باش نه منتظر زمان ، دستتُ بگیر به زانوی خودت و در هیچ چیز از دیگران توقع نداشته باش ، این طوری به آرامش مطلق میرسی" قال سایه [نیشخند] این حیرت نوشتُ من عاشقشم [قلب] دوستت دارم شدیـــــد [ماچ]

صمیمی

چه خووووووووووووووب الهه این بار خیلی وقت بود داشت روحتو میسابید! شریعتی جاش خالیه واقعن.......عاشقتم من بچه[ماچ]

صمیمی

کاش همه معنی پستتُ بفهمن گلم[بغل]کاش اون تنهاییه رو درک کنن و یه کم خدا یادشون بیاد!

سروش

یادمه خودت اینو یادم دادی که"دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد"

سروش

تنهایی نوع سوم یه جور تنهایی عارفانست,خوش به حال کسی که تجربش کنه,منکه خودم جزو گروه اولم,پر از خالی!!!

سروش

خوش به حالت الی,منم دلم میخاد آزاد شم از اینهمه بارکشی!خیلی موضوع جالبی بود و منُ به فکر فرو برد.......[رویا]

مهرداد.ص

تنهایی مزیتش در اینه که قدر لحظاتی رو که تنها نیستی بیشتر بدونی