شب شعر!!!

بی توام اما تو در یاد منی

ساکتم اما تو فریاد منی

خسته ام اما دلم دلتنگ توست

این صدا در من،فقط آهنگ توست

در زدم تا درب قلبت وا کنی

فکر قلبم در دل سرما کنی

تا قیامت با منی اما چه سود؟

مهرِ تو تنها به دل محنت فُزود

 

 

پ.ن1:آخرین شب بهاره و اولین روز تابستون...شاید گرمای تابستون یخ دلمو آب کرد و ازش شعر چکید...

پ.ن2:دلم برای بهار تنگ میشه،یه صدایی تو سرم میگه از بهار هم بگو که داره میره،باشه....میگم:   رفت بهار،این مونس شبهای من....اشک باران مرهم تبهای من

پ.ن3:انگار به جناب عشق برخورده که ازش شاکی شدم،داره بهم میگه:

عاشقی کن،عاشقی کن،عاشقی....گر تو نام عاشقان را لایقی

پ.ن4:عجیبه که همۀ شعرای بالا رو تو 5دقیقه نوشتم...!خاصیت عشقه شاید...یه عمر نفس آدمو می گیره،اونوقت میخواد تو چند دقیقه ازش تمجید کنی و به پاس همۀ محبتاش! شعر بگی....

پ.ن5:شاکیم اما...

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سروش

چی بگم؟لال میشم وقتی شعراتو میخونم!انگار حرف دل خودمه!خیلی قشنگ بود[دست]

سروش

کاش عشق خودش عاشق میشد تا میفهمید چه دردیه این عاشقی[افسوس]

سروش

خیلی دلم تنگ شده بود واسه قلمت،خوش اومدی[بغل][ماچ]

تنها

تا قیامت با منی اما چه سود؟ مهرِ تو تنها به دل محنت فُزود [قلب][قلب][قلب]

تنها

رفت بهار،این مونس شبهای من....اشک باران مرهم تبهای من عاشقی کن،عاشقی کن،عاشقی....گر تو نام عاشقان را لایقی این دو تا بیت هم خیلی قشنگنا[قلب] مال خودتن؟تک بیتن؟

ســـــــــــــایه

بابا تو مـــــحــــــشــــــری به خدا .... آخه آدم چه جوری میتونه تو 5 دقیقه شعر بگه... عاشقیُ هزار دردسر دیگه [نیشخند]

سحر

کعبه یکبار دهن را به سخن واکرده است تا بدانیم کلید ِ در این خانه علی است ... عیدتون مبارک[گل]

اسماعيل

سلام عزيز دلم! سلام قربونت برم! ميگن انسان اشرف مخلوقاته! اما اين روزا خيلى از ماها،حتى خودم! گاهى معرفتمون از يه جاندار غير انسانم كمتره! اينارو واسه پست آخرت گفتم. راستش منتظر خوندن چنين پستى بودم! آخه ميگن بعد هر خنده گريست! امروز زياد خنديده بودم!راستش الانم براى اينكه دوستانو دعوت كنم به وبم بيان،بخندن و لينكم كنن اومدم! اما بعد خوندن پستت اشك ريختم!! نه بخاطر يه همستر! نه! بخاطر اينكه با تمام وجودم حس كردم چه حالى شدى وقتى اونو تو اون وضعيت ديدى! اشك ريختم،١قطره از گوشه ى چشمم بى اختيار اومد! آخه زود اشكم در مياد،گرچه غرورم هميشه باعث ميشه پنهونشون كنم! ازت بابت اون پست ممنونم،حال خوبى پيدا كردم! بعد اشك ريختن آدم سبك ميشه! شايد خوشحالت نكنه،اما دوست دارم به وبم بياى،پست آخرم جالبه،شايد لحظاتى غمتو فراموش كردى.خاطراتمم بخون!فعلا ٨ فصله! شايد خوشت اومدو دنبالش كردى! اسم مجموعه پستهاى خاطراتمو "در كوچه هاى خاطرات" گذاشتم. لينكت ميكنم،دوست داشتى لينكم كن گلم. كلبه ى ايرانيان http://iranians-hut.persianblog.ir

اسماعيل

شعر بسيار زيبايى بود الهه جان! اما تك بيتا برام آشنا بود!شايد هم وزنشونو شنيدم،يا چيزى خوندى و اين ابيات اومده،براى منم تداعى كننده ى اوناست! شايد! موفق باشى گلم

کیامهر

شما تنها کسی بودی که معنی اون پست رو فهمید